فانوس شب وداع ، با هر سوسو / می گفت که آن کوچه ی رویایی کو / او بود و کمی شعر و هوایی ابری / امرو نه ابریست ، نه شعریست ، نه او !
هميشه عكسه نازت روبرويم
نگاهه تو دليله جستجويم
چرا بايد تمامه حرف ها را
بدون تو به تصويرت بگويم؟
از دست تو رنجيدمو چيزي نگفتنم
با ديگرانت ديدمو چيزي نگفتم
كلي سفارش كرده بودي من نفهمم
اين نكته رو فهميدمو چيزي نگفتم
در پی عــــشق تو دل دیوانه شد
شمع گشتی ودلـــم پروانه شد
ازلهیب عشـــــــق تو افروختم
عــــشق را به سادگی نفروختم
ناگهان در بی کسی ها گم شدم
رفتی وافســـانه ی مردم شدم
تا به کی چشم انتظاری سوختم
بس که چشمم را به راهت دوختم
تا به کی دیدار چشمت در خیــــال
زندگــــی با آروزهای محــــــال
آیا عاشق و معشوقی را دیده ای که به یکدیگر رسیده باشند... لطفاٌ به ادامه مطلب برید متن کاملو بخونید و نظرتونو بهم بگید
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی / تو هم زجر جدایی را به تلخی میچشیدی / اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی / پشیمان میشدی از این که عشق را آفریدی
باز به گذشته می نگرم شاید تسکین دردهای امروزم شود اما ، اما صد افسوس که آنجاهم جز درد و تنهایی چیزی نمیتوان یافت.
حال سردرگم و سرگردان در کوچه های تنهایی و بیکسی نمیدانم به حال امروز و دیروزم بگریم یا با ناامیدی در انتظار فردایم باشم که امروز و دیروزم میشود...؟؟؟!!!

این روزا به هرکی میگی...
دوست دارم ... عاشقتم... میگه...
عاشق فرهاد بود که خود کشی کرد و مرد...
یعنی واقعاُ عاشق باید بمیره که معشوق عشقشو باور کنه؟!
اونوقت دیگه چه فایده ای داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید م این یه راهه برای خلاص شدن از عشق عاشق نمیدونم شما بگید؟
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند ، به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند !ا
سوختن قصه ی شمع است ولی قسمت ماست / شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست / آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری / که جهنم نگزارد به تنم تاثیری